
امشب رفت تهران منم به خواست خودم تنها موندم بناب تا کلاس رانندگی برم راستش از حرفش که گفت نزاشتم تو خماریم بمونه حرسم گرفت همون حرفایی که چند پست قبل نوشتم برای همین گفتم من بیاره اینجا برم کلاس که یه ماه ازم دور بمونه تا قدر من بیشتر بدونه تا بفهمه خماریی چیه اما هنوز هیچی نشده خودم به غلت کردن افتادم دست خودم نیست نمیتونم دوریشو تحمل کنم کاش مشروب ترک میکرد و اندازه سنش رفتار میکرد از بچگی دور میشد و بزرگتر رفتار میکرد...
ادامه مطلب